پس از بلندخوانی از بچه‌ها پرسیدم در منزلشان ظرف‌هایی که رویش تصویر یا نقاشی باشد دیده‌اند، گفتند: بلی رویشان پرنده و … دارد. یکی از بچه‌ها گفت: بعضی‌ها از خودشان عکس می‌گیرند روی بشقاب چاپ می‌کنند. دو بشقاب کوچک دارای تصویر را به بچه‌ها دادم و از آن‌ها خواستم نگاهشان کنند و بگویند داستان تصویر روی آن‌ها ممکن است چه باشد.

سپس قرار شد داستان این ظرف‌ها یا ظرف دیگری که دیده‌اند روی کاغذ نقاشی کنند. دو نفر از بچه‌ها پرسیدند می‌توانند چیز دیگری نقاشی کنند، گفتم: بلی، یکی از بچه‌ها گفت: نمی‌تواند نقاشی کند و دیگر ادامه نمی‌دهد، یک‌خانه با پلکان کشیده بود، پرسیدم خانه کیست گفت: خانه خودم، پرسیدم تو کجا هستی، گوشه کاغذ را نشان داد، شروع به کشیدن خودش کردم و  پرسیدم لباست چه رنگی است و از او خواستم مداد رنگی و مداد شمعی‌های همرنگ بیاورد، خانه را تا نیمه‌رنگ کرده بود مدادها را که به من داد مشغول تکمیل رنگ‌آمیزی خانه شد. کمی از لباس را رنگ کردم و پرسیدم دوست دارد رنگ‌آمیزی لباس را ادامه دهد، مداد را گرفت و تکمیلش کرد، پرسیدم آسمان هم هست؟ گفت: بله و خورشید، رفت مدادهایی که لازم داشت آورد و خودش مشغول تمام کردن نقاشی‌اش شد.

هر کس که نقاشی‌اش تمام می‌شد از او می‌خواستم داستان نقاشی‌اش را پشت برگه‌اش بنویسد.

سپس یک بازی انجام دادیم، چهار نفر از بچه‌هایی که نقاشی‌شان تمام‌شده بود، در دو گروه دونفری قرار گرفتند، دو کارت داشتیم که روی یکی نوشته‌شده بود خانه ویل چه شکلی است؟ و روی دیگری نوشته‌شده بود خانه آبی کوچولو چه شکلی است؟

هرکدام از گروه‌ها به‌نوبت یک کارت برمی‌داشتند و می‌گفتند توصیف خانه ویل است یا آبی کوچولو و می‌گذاشتند کنار کارت‌های صورتی. بچه‌هایی که نقاشی می‌کردند هم‌نظر می‌دادند. مواردی که اختلاف‌نظر وجود داشت به کتاب مراجعه می‌کردیم.

مربی: سپیده قلی پور

محل اجرا: موسسه توانمندسازی مهروماه، فرحزاد، تهران

بیشتر بخوانید:

 

0 replies

Leave a Reply

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *